چهارشنبه سوم خرداد 1385
توسط معین
امروز از عشقم چی بنویسم؟
؟فائزه جونم خودت بگو؟
اهان.
این متنو واسه تو مینویسم عزیزم![]()
![]()
![]()
عشق من چون اقيانوسيست ژرف!
عشق من چون روديست بي پايان!
عشق من چون ترانه ايست جاودان!
عشق من چون شاخه گليست که زيبائي اش از آن توست ــــــ !

چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385
خب فائزه جونم امروز دوباره میخام از تو براشون بنویسم.
اول میگم که خیلی دوستت دارم.
دوم اینکه بازم دوستت دارم![]()
سوم اینکه میگم که دوستت دارم![]()
امیدوارم عشقمون همیشه همینجور پا بر جا بمونه عزیزم.
دلی لبریز از غم دارم ای دوست همیشه بی تو ماتم دارم ای دوست
اگر بری چه کم دارم بگویم تو را. آری تو را کم دارم ای دوست

چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385
توسط معین
به عظمت وجودم.به پرستوی عشقم.
سلامی که وقتی نگاهش میکنی درچهره اوعشق ومحبت را میبینی.
آری عزیزم.موقعی که آسمان با دیدن تو پر ستاره گشت تصمیم گرفتم در چرخ نیلگون آسمان قلبم فقط با نوای محبت تو آرام گیرم.به دنبالت در جستجویت کوهساران و جویباران را نظاره کردم.شبانگاهان خفتم و صبحگاهان بعد از ذکر یاد خدا نام تو را بر زبان آوردم.
(پس بدان تا ابد دوستت دارم)
اولین غم من اخرین نگاه توست.....

سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385
توسط معین
اول منو ببخشید که چند وقت اپ نکردم.
دوم حال مادرم حالا خیلی بهتر شده.از همتون ممنونم.مخصوصا از دعاهاتون.
از فائزه جونم از تو هم معذرت میخام .تو هم خیلی اذیت شدی.
عزیزم به خاطر همین امروز میخام اولین متنی که بهت گفته بودم رو بنویسم.
متنی که خیلی دوستش دارم.
اگر پس از صد سال گورم را بشکافی و اگر قلبم وجود داشته باشد
خواهی دید که روی آن نوشته اند دوستت دارم.
تو را چون بوی گلها دوستت دارم.
تو را چون نقش گلها دوستت دارم.
من آن ماه افتاده به خاک
تو را چون آب دریاها دوستت دارم.

یکشنبه ششم فروردین 1385
سلام
بچه ها دعا کنین هر چه زودترمامان معین خوب بشه
معین جان مامانت خوب میشه بچه ها همه دعا می کنن هر چه زودتر خوب شه
معین اگر می خواهی صد سال زندگی کنی
من می خوام یه روز کمتر از صد سال زندگی کنم
چون من هرگز نمی تونم بدون تو زنده باشم
شنبه پنجم فروردین 1385
فائزه
سلام
ببخشید من یه مدت نبودم
معین جان ببخشید یه مدت نتونستم........
جبران میکنم
کاش اون فنجون چايی بودم که تو خستگيات ازش مینوشی و
اون يواشکی از لبای خسته و صورتی رنگت دسته دسته گل بوسه میچينه.
همون فنجونی که تو داغی چاييش به آغوش دستات راش میدی و
از تماس کف دستت با برآمدگياش غرق لذت میشی!
کاش من فنجون چايت بودم...
شنبه پنجم فروردین 1385
توسط معین
امروز اومدم واسه فائزه جونم دوباره بنویسم.
وقی که قدم میزنم و جاده های ارزو رو سیر میکنم تنها یاد توست ک همسفر قدمهای خسته من است.
خستگی وکوفتگی را فقط چشمان تومیتواند از من بگیرد.
پس با من بمان. برای همیشه......
یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384
توسط معین
ببخشید که ما جوابای نظراتتونو ندادیم.
شرمنده ام.اخه مادرم تصادف کرده و حالش خیلی بده
تو رو خدا براش دعا کنین.
خیلی درد میکشه.همش از خدا میخام که ای کاش من جاش بودم.![]()
فائزه تا من اپ نکنم نمینویسه.ببخشید من فعلا نمیتونم چیزی بنویسم.
تمام عید باید پیش مادرم باشم و ازش مراقبت کنم.
فقط ازتون میخام که براش دعا کنین.ازتون خواهش میکنم.
چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384
توسط فائزه
یک لحظه قشنگ
ثانیه ها زود میگذرد
و من دعا میکنم که که تو را از دست ندهم
و تو عشقی شوی بی نهایت.!!!!!

دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384
توسط معین
یه چند روزیه که فائزه هیچی ننوشته تو وبلاگ.
حالا من میخام یه کاری کنم که بنویسه.
بین خودمون باشه میخام تحریکش کنم که بنویسه![]()
فائزه جونم چرا هیچی نمینویسی. بابا من مردما.
خب کردم.خدا کنه فردا یه چیز بنویسه .یعنی مطمعنم که مینویسه.
چون میشناسمش عزیزمو![]()
می گویند شیشه احساس ندارد
اما وقتی در زمستان بر روی شیشه اتاقم نوشتم
دوستت دارم ارام گریست

شنبه بیستم اسفند 1384
توسط معین
نمیدونم چرا هرشب اخرین نفری که از یادم میره فائزست.صبح
که از خواب بلند میشم اولین نفری که به یادم میاد فائزست.
خب فکر کنم علایم دیوونگی باشه.اره دیوونه فائزه شدم.
نامت را در لوح حک کرده و بهترین واژه های مهربانی را به تو تقدیم میکنم.تویی که نشانی از انسانیت و مهربانی و خوبی در سیمای زیباییت می درخشد.تویی که در تار و پود وجودم ریشه دوانده ای و قلبم را مملو از شور و نشاط و شادی کرده ای.
پس بدان تا ابد دوستت دارم
دوستت دارم فائزه جونم
جمعه نوزدهم اسفند 1384
سلام
معین جان به زبان اوردن یا نوشتن حرفی که تو دلمه خیلی سخته ولی تمام سعیو می کنم
چون قرار گذاشتیم حرفی که تو دلمونه بنویسیم تو این وبلاگ.
اخه من چه جوری حرفی که تو دلمه بگم ولی یه چیزو بدون خیلی دوست دارم.....
دوست داشتن حرفی که تو دلمه نیست نمی دونم چه جوری بگم حرفی که تو دلمه فقط بدون فراتره از دوست داشتنه
پنجشنبه هجدهم اسفند 1384
فائزه جونم.دوستت دارم با صداقت بی نهایت تا قیامت
ولی نمیدونم چی بنویسم.
اخه نمیدونین چقدر خوبه که.........
هر چی ازش تعریف کنم کم کردم.فقط میخام بگم.
فائزه جونم.دوستت دارم با صداقت بی نهایت تا قیامت.!!!!! ![]()
![]()
![]()

پنجشنبه هجدهم اسفند 1384
منو فائزه میخایم توی این وبلاگ در مورد همدیگه بگیم.
در مورد عشقی که بهم داریم.
امید وارم شما هم با نظراتتون کمکمون کنین
ممنون
فعلا خداحافظ

